دهکده آرام
دشمنت كشت ولي نور تو خاموش نگشت نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز! سهراب سر بگذار بر درد بازوان من دست نگاهم را بگیر مرا دچار حادثه ای کن که با عشق نسبت دارد ... من... عجیب از روزگار رنجیده ام! دلتنگی ... دلتنگی ... سلام به همه ی دوستای خوبم که این مدت به من لطف داشتن و به بلاگم میومدن این روزها همه میدونیم خیلی چیزا ممنوع شده (بجز اتفاقاتی که طبیعیه رخ دادنش )و بخاطر دایره ای که هرروز تنگ تر میشه نه تنها نباید اعتراض کنیم باید ممنون هم باشیم بخصوص الان که بسیار ثروتمندیم و یارانه دریافت میکنیم به هر حال مطلبی که امروز میذارم ممکنه باعث فیلتر شدن بلاگم بشه اما گفتنش بهتر از نگفته!بازم از همگی ممنونم من دير زمانيست ، بعداز چند سال و اندی بالاخره دیروز فهمیدم مجرم هستم فهمیدم مشکل جامعه خلاصه شده در لباس ، فهمیدم بیکاری ،فقر ،فساد فحشا و تجاوزات گروهی وقتل و اعتیاد... همش بخاطر پوشش نامناسب هست و اگر چادر بپوشیم و در کلاسهای درس با فاصله ی یک دیوار از آقایون قرار بگیرم مشکلات جامعه حل میشه فهمیدم مأمورین وظیفه شناس وقت باارزششون رو برای رسیدگی به جرایم وحشتناکی مثل کوتاهی آستین ، بیرون گذاشتن مو و بیرون آوردن خانمها از مناطق ممنوعه ی شنا میگذارن چون اینها واقعا نگران نوامیس مردم هستند پس اگر شما هم بارها زنگ زدین به 110 و دیدید یک ساعت بعد از وقوع حادثه رسید و یا اصلا نرسید بدونید دارن به جرمهای خطیری که در بالا ذکر کردم رسیدگی میکنند و این فقط به خاطر خود شماست به هر حال قتل و تجاوز به گفته ی برخی مسئولین طبیعه و این پوشش ماست که غیر طبیعه! به ما گفتن جامعه پوشش شمارو نمی پسنده! پرسیدم درباره کدوم جامعه حرف میزنی؟!! مگه جامعه غیر از جمع ماست!؟!!!!!!
این شاخه نازک سرنوشت تحمل وزن هر دوتایمان را نداشت !بالاخره یک روز می شکست!شاید این تنها دلیلی بود که من دست هایت را رها کردم و از چشم هایت افتادم!! 


آري آن جلوه كه فاني نشود نور خداست











همانند سربازي که تازه از جنگ بازگشته
محتاج نوازش دست هايت هستم
باور کن که دلتنگي ... دلتنگي ...
دلتنگي مرگ تدريجي ست !!!





![]()
خدا را در آغوش فشرده ام !
من سال ها
در بهشت مي زيسته ام
بي ترديد ، بي دلهره ، بي عذاب ِ کارهاي نکرده
من سال هاست که ديگر ...
به گناه اعتقادي ندارم !!!
| Design By : RoozGozar.com |


